جاذبه ی ضریح
اینجا قدمگاهی است برای عرض ارادت







بهمن 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      





اینجا با قلم خودم از مهمانان پذیرایی می کنم , گوارای وجودتان



جستجو




 
  #حمایت از کالای ایرانی ...

خودکارم را بر میدارم که بنویسم ،کلمه ها سر می خورند توی سرم ،نقشه ایران پشت پلکم نشسته ،با خودم فکر می کنم کجایش شبیه گربه است !!

میخواهم از #کالای ایرانی بنویسم و یکجوری بفهمانم به دیگران که بیایید بخرید تا نانی برود سر سفره ی هم ولایتی خودمان .خودکار می آید روی کاغذ چشمهایم را ریز می کنم روی بارکدش ، “مد این ایندیا” هند!! خدای من چرا تا به حال دقت نکرده بودم !! یعنی تمام شعرهایم را بااین خودکار نوشته بودم که رگ هایش پر بود از خون بیگانه…

دست می کشم و دفترم را میبندم ،دلهره می افتد به جانم ،نه … امکان ندارد … دفترچه یادداشتم که پر است از مطالب عرفانی،پر است از دلنوشته هایم ،سلول به سلولش از چین آمده !دستم را پس می کشم از جایم بلند می شوم صندلی خالی سر جایش می چرخد ،مد این اندونزی!! دلم میخواهد گریه کنم ولی بغضی آمیخته با ترس در تمام جانم رخنه کرده به آشپزخانه می روم روی یخچال دست می کشم کلمات انگلیسی برق می زنند روی درش.داغ شده ام 

مادر در راباز می کند و خودش را می اندازد روی مبل

- گفتم دیگه نمیتونم ناهار درست کنم بیا پیتزا خریدم

تنهاییم بیشتر میشود ،دنیای بیگانه ای که حتی فرهنگ غذا خوردنمان را به نام خودش کرده،دنیایی که تمام کالاهایش دارد سفره ی دیگران را رنگین تر می کند و من اینجا به خیال خودم در کشور خودم دارم زندگی می کنم و اصلا حواسم نیست تمام ساعات عمرم دارد به نام کشور دیگری رقم می خورد.

موضوعات: بدون موضوع
[یکشنبه 1397-03-27] [ 02:43:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  # حمایت از کالای ایرانی ...

“لطفا کبک نباشیم”

بهار با پیغامی بهاری شروع شد و این 1397 سال که از عمر خورشیدی تقویم می گذرد شاید شکوفه ای ترین روزش را تجربه کرد , شناسنامه جدیدش به نام ” حمایت از کالای ایرانی ” به ثبت رسید و همانجا یک لبخند زیبا گوشه لبهایش نقش بست.

بهاری پر از امید و شور ریخته شد توی جان های ما وقتی حضرت عشق نام سال را توی گوشش زمزمه کرد. این اسم چهار کلمه ای که کتاب کتاب حرف تویش بود و هزار هزار بیت شعر عاشقانه می توانست پشت خودش ردیف کند.

حمایت از کالای ایرانی … نگاه می کنم به کلمات … ” حمایت ” پشتم گرم می شود … ” کالا” حس زندگی می دود توی رگهای خشکیده ام … ” ایرانی ” غرور جوانه می زند از پاهایم

 لطفا کبک نباشیم , زمستانی نگاه نکنیم , سوز نیاید از فکرهایمان , سرمان را نبریم زیر برف ندانستن , ایرانی بودن و ایرانی ماندن و اصالت را مثل گنج حفظ کردن یعنی تفسیر همین چند کلمه , یعنی خودمان بخواهیم که سرپا بایستیم نه با عصای دیگران , یعنی بخواهیم زیر هر سقف قهقهه ای باشد از صدای خانواده.

حمایت کنیم , دلگرم کنیم جان این صنعت که چرخش فقط روغنکاری می خواهد , لذت ببریم از غذا خوردن توی بشقابی که اسم ایرانی حک شه توی قلبش, با خودمان فکر کنیم شاید مردی همین نزدیکی ها بشقاب خانواده اش را با آن رنگی تر کرده است. ذوق زده ی چادری باشیم که تاروپودش باامید کارگر خودمان بافته شده و دلمان قنج برود از هر چیزی که توی انتخاب هایمان عقل و تدبیر سبقت گرفته.

بیایید کبک نباشیم و ببینیم آسیاب این کشور دارد آرد خودش را تولید می کند.

موضوعات: بدون موضوع
[چهارشنبه 1397-03-23] [ 02:37:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت